برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
باورت میشه افتادن رو هم باید یاد گرفت؟
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
چیزی ک باهم ساختیم هرچی باشه برای من دنیامه
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
واقعا کافر همه را به کیش خود پندارد و خاک بر سرت وقتی دروغگو نیستی
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
یکبار جنگیدن واقعی؟ رشد عزت نفس؟ قدم برای خودم؟
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
یبار بجنگم خیلی وقته یادم رفته
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
تلاطمی که حتی اگه تو رو جلوی ببره طی مسیر اینقدر بهت ضربه میزنه که چیزی ازت باقی نمونه
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
وقتی خیلی خوش شانسی ولی حال دل احمقت خوش نیس چون یبار استراحت کردی چون مث اسب مسابقه ای ندویدی چون توعه بدبخت لذت بردن رو بلد نیستی
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
برای ی دونده نشستن سخته اما ضروری
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
بیخیالی و ریلکس بودن همیشه هم خوب نیست از یجایی دیگه هیچ چیزی هلت نمیده که بجنگی و تا ابد سرجات با آرامش فراوان میپوسی...
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
سیزدهمین سال عه که اینجا از دلم مینویسم
از حس تنهایی و عجیب سال اول دبیرستان شروع شد
کنکور و عذابی بنام پشت کنکور گذروندم
هفت سال بالا پایینی پزشکی با همه سختی هاش
اشنایی و تاهل
و حالا هم تلاش برای ی هدف جدید
سیزده قراره برام عدد شانس باشه برام و منو ب خواسته ام برسونه.پله نهایی برنامه اصلی تحصیلی من ^_^
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
مهم نیست قبلا چقدر خوب بودی وقتی رها کنی... باید از اول شروع کنی و چقدددددر لعنتی سخته
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
وقتی حس میکنی زرنگی و واقعا هم قصر درمیری یهو خودت رو وسط قلاب بافی هات پیدا میکنی گره های باز نشدنی که دورت رو حصار کرده حالا چقدر زرنگی؟
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
هیچی بدتر از این نیست که خودت علت ناامیدی و خشم خودت باشی چرا نشستم چرا تنبلم ولی آیا هیچوقت نباید نشست؟ هر استراحتی تنبلیه؟
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور
هر ثانیه میتونی انتخاب کنی که پایان تغیر کنه حتی یک ثانیه آخر
برچسب:
نویسنده: باربد قاسمیپور