imperfect perfectionist
-
تاریخ: 1398/2/13 ساعت: 5:14
defenition : وقتی توقعاتت از خودت فراتر از توانته و ی چرخه نارضایتی بی پایان میسازی
جبر
-
تاریخ: 1398/2/13 ساعت: 5:14
مذهب و بخش بزرگی از عقاید و مرزهامون چیزی جز جبر نیس اینقدر چنگ نزنیم بهشون
آدم فضایی
-
تاریخ: 1398/2/13 ساعت: 5:14
واسه آینده تون که فکر میکنین کسی رو میبینین؟هروقت فانتزی ساختم برای آیندم فقط و فقط خودم توش بودم...بارها و بارها پا گزاشتم روی دلم...منطقم به احساسم غلبه کرد و هربار شکسته تر از قبل بودماین روزا عاشق
بال کوچک
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:04
آرزوهای من رنگش با اطرافیانم فرق داره من نه خونه بزرگ دوست دارم نه بوفه ای پر از نقره و کریستال ؛ آرزوی خونه ای رو دارم ک توش کتابخونه بزرگ باشه و موسیقی خنده سرمایه پنهونی و جواهرات عجیب غریب منو شاد نمیکنه ؛ آرزوی اینو دارم که زندگی چند نفر رو آسون تر کنم توی آدما دنبال استعدادای کمیاب و ثروت و زی...
موتاد
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:19
من دلم شادی میخاد...اونقدر ک همه قوانینمو براش بزارم زیر پا.همه ریسک ها رو ب جون بخرم ک شاد باشم چقد زنده ایم ک شاد نیاشیم؟ چقد شانس شادی برامون وجود داره ک بتونیم از چندتاشون چشم پوشی کنیم...حتی اگه ب در بسته بخورم همین ک دنبال شادی ام منو شاد میکنه من موتاد شادی ام ^_^ پ.ن : در متن بالا 7 بار گفتم...
دور بدبختی
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 22:35
تابحال کسی رو از دست نداده بودم حتی اتفاق بد جدی نداشتیم توی چهار روز...از فامیلای درجه یک فامیل پدریم....دو نفر فوت کردن...دو نفر هم تا حد فوق خطرناک وضعیت بحرانی پیدا کنن اوضاع بد است... نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۵ساعت ۱:۱۵ ق.ظ توسط عسل|
بدحالم
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 22:35
میخام تا 5 بخوامده بیدار میشم :|خوب من شب چجوری بخوابم...فردا چجوری بیدار شم....چطور ب برنامه ام برسم... برسد ب دست هیپوتالاموس بدحال ، عزیز! نوشته شده در یکشنبه نهم آبان ۱۳۹۵ساعت ۳:۳۶ ق.ظ توسط عسل|
عجیب الحال
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 22:35
دیدنت خیلی کوتاه شادی اور بود نمیدانم قبل بی تفاوتم را بخواهم یا بعد پراز اضطرابم را حالم خوش است...نه خوش،خوش...ولی ناخوش احوال هم نیستم...شاید کمی دلتنگ...قطره ای دلگیر و گیج اما بدحال؟ هرگز...! نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۵ساعت ۶:۲۱ ب.ظ توسط عسل|
استند بای !
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 22:35
ی مدتی اینقد تلاش میکنی و میخوای و میخوای که حتی از خواسته هات متنفر میشی 2017 برای من سال کنار کشیدنه.و حتی فراموش کردن...نمیخوام براشون حرص بخورم.نمیخوام دیگه براشون فانتزی بسازم...این انرژی رو صرف چیزی بکنم ک شانس بیشتری دارم.ک تضمین شادی بیشتری داره نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۵ساعت...
گیجم!
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 22:35
بزرگترین خیانت اینترنت دوستی هایی بود ک میشناسیم شون در عین حال ک نمیشناسیم! وقتی که توهم کلی دوست رو داری و یکبار چشم باز میکنی و میبینی خودتی و خودت نوشته شده در شنبه سی ام بهمن ۱۳۹۵ساعت ۲:۲۰ ق.ظ توسط عسل|
خسته وار
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 22:35
حالم بده اونقد بد ک وقتی خودم با خودمم...قلبم درد میگیره.دلم میخواد 24 ساعته گریه کنم درگیرم...درگیر فک و فامیلای خودخواهی ک زندگی مونو اتیش زدن خستم...خسته از این همه تکرار.خسته از این همه فشار...خسته از این همه بی توجهی... نوشته شده در جمعه ششم اسفند ۱۳۹۵ساعت ۷:۳۰ ب.ظ توسط عسل|
تصمیم جات
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 22:35
فقط تو زندگی ادمایی بمونم ک اگه شادی نمیارن....غم هم نیاورده باشن
رنگین کمونی
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 22:35
این که خودتو پیدا کنی...رنگ جدید به زندگیت بزنی بعد از ی سال و کلی خودسازی پرم از حس آرامش نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۶ساعت ۷:۱۲ ب.ظ توسط عسل|